این است معیار من ........

حجاب، مبلّغِ رهايي از دنيا
حجاب، ابزاری برای ارتباط قاعدهمند زنان و مردان در يک جامعه اسلامی است؛ جامعهای که میخواهد متکامل شود و به تعالی برسد.
هرج و مرج در ارتباطات اجتماعی زن و مرد، با تکامل اجتماعی ـ آنگونه که اسلام تعريف میکند ـ منافات دارد. به عبارت ديگر، حجاب، يک پوشش آرمانی است که يك اخلاق آرماني را ترويج ميكند كه همان رهايي از اين جهان ـ نه عدم مسئوليت نسبت به اين جهان ـ است. حجاب، مبلّغِ گسستن از دنيا و پيوند با آخرت است. حجابُ روابط اجتماعی را مبتنی بر توحيد بنا مینهد نه مبتنی بر هواهای نفسانی.
نقش حجاب در نفی استکبار
حجاب به عنوان يك پوشش آرماني، ارزش سياسي بالايي دارد. غرب، بيدليل با چادر و اساساً حجاب، مقابله و مبارزه نميكند، بلكه غرب با حجاب به عنوان يک اخلاق (اخلاق اسلامي)، مبارزه ميكند. غرب ميداند كه اگر نظام ارزشي مردم جهان تغيير كند، آنگاه ابزارهاي مديريت او بيتأثير خواهد شد و ديگر نخواهد توانست به استكبار خويش ادامه دهد. اگر وجدان بشر ارتقاء يابد و بر پايگاه ديگري مستقر شود، غرب چگونه ميتواند مديريت خود و استكبار خود را ادامه دهد؟
در واقع، حجاب، به معناي طرفداري از اسلام و رفراندم بر عليه اخلاق فاسد استكباري است که برآمده از اخلاق ترويج يافته از سوی انبياء میباشد. زن مسلمان هم، زنی است که بايد از ابزار حجاب، برای ترويج دين و شکست استکبار جهانی بهره ببرد. زنی كه در افق ذهني خويش مقابله با استكبار را مد نظر دارد، هرگز حساسيت زيادي به اينكه ـ مثلاً ـ خواهر شوهر يا مادرشوهر و ... در محيط خانواده با او چگونه رفتار ميكنند، نخواهد داشت بلكه مدام در اين فكر است كه استكبار با اسلام چگونه سلوك ميكند و چگونه بايد با آن مقابله کرد؟ به نظر ميرسد براي زن مسلمان خيلي آسان است كه در مواقعي خاصي حتماً با چادر باشد و آن را به عنوان يك نماد اسلامی بپوشد. اين کار، مليگرايي نيست، بلكه به معناي اطاعت از نبي اكرم (ص) و تبليغ نظام اخلاقي اسلام برای عبور از دنياست.
حجاب، لباس كرامت است و اگر قرار باشد آن را با تهديد و تحميل ترويج دهند، موجب اهانت به حجاب و کاهش منزلت آن خواهد شد. البته در مواقع ضروری، استفاده از زور هم لازم است اما به عنوان يک استراتژی، بايستی حجاب را همراه با عزت، كرامت و عشق گسترش داد؛ بهويزه بايد مبانی حجاب و فرهنگ الهی و ضداستکباری حاکم بر آن را تشريح نمود
منبع :( وبلاگ آوردگاه )
حفظ حريم و شخصيت زن ، حجاب و عفت اوست. آيه شريفه در باره خصوصيات حجاب چنين مي گويد: «ياايّها النّبي قل لازواجك وبناتك ونساء المؤمنين يدنين عليهنّ من جلابيبهنّ ذلك ادني ان يعرفن فلا يؤذين . » (سوره احزاب ،آيه 59)
« اي پيامبر ! به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمن بگو جلباب هاي( روسري هاي بلند ) خودرابر خويش فرو افكنند . اين كار براي اين كه ( از كنيزان و آلودگان) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند ، بهتر است.»
در كتاب لغت آمده است كه «جلباب » پارچه اي است بين خمار( كه فقط سر را مي پوشاند) و ردا (مثل چادر امروز ) . ( سيماي زن در نظام اسلامي ، ص 74 )
خداوند متعال به پيامبر اكرم (ص)دستور مي دهد كه زنان و دختران پيامبر و زنان مؤمن با پارچه اي بزرگ تر از مقنعه و روسري خود را بپوشانند كه قطعا سرو گردن و سينه ها را مي پوشاند . از بعضي از اهل لغت نيز استفاده مي شود كه جلباب پارچه نسبتا ضخيمي است.
مقصود از نزديك كردن جلباب به بدن ، اصل به كار بردن آن نيست . زيرا در وضع عادي ، زنان غير از لباس زيرين براي پوشش خود از سه تكه پارچه استفاده مي نمودند.
اول : روسري و مقنعه كه موها ي سر و گوش و گوشواره و طرفين سر را تا زير چانه مي پوشانده است.
دوم : جلباب پارچه اي كه نسبتا ضخيم بوده و روي مقنعه قرار مي دادند و تا روي ترقوه ها (استخوان شانه ها) را مي پوشاند . با وضعي كه از جلباب استفاده مي شود زير گلو و سينه ها پوشيده نمي شد . شايد قسمت هايي از دست ها در خطر هويدا شدن بوده است كه با اين دستور يعني چسباندن جلباب به بدن اين تحفظ به عمل مي آمده است. جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوس رانان مصون و محفوظ باشد.
سوم : عبا كه با چادر تفاوت داشته است . چون وضع عبا بيشتر از نظر طول قد مورد توجه بوده و هست و به اندازه چادر عرض بدن را نمي پوشانده است . غرض از تذكر اين نكته اين است كه ممكن است بعضي ها بر چادر به سر كردن خرده بگيرند كه در آيه سخني از آن به ميان نيامده است. (سيماي زن در نظام اسلامي ، ص76)
در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد . در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است.
حضرت فاطمه علیهاالسلام مظهر عفاف و تقوا و سرمشق و سرور تمامی زنان مسلمان است. درتاریخ نقل شده که وقتی ایشان میخواست به بیرون از منزل و نزد پیامبر صلیالله علیه و آله برود، از پوششهای خاصی، مانند جلباب (چادر) و برقع (روپوش صورت) استفاده میکرد. افزون بر این، یکی از حوادثی که بیانگر حجاب والای حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام در بیرون منزل و در روبهرو شدن با نامحرم است، آمدن ایشان به مسجد برای دفاع از قضیه فدک میباشد. در تاریخ حجاب حضرت فاطمه علیهاالسلام را اینگونه توصیف کردهاند: حضرت زهرا علیهاالسلام هنگام خروج از منزل، مقنعه را محکم بر سر بستند و جلباب و چادر را، به گونهای که تمام بدن آن حضرت را میپوشاند و گوشههای آن به زمین میرسید، به تن کردند و به همراه گروهی از نزدیکان و زنان قوم خود، به سوی مسجد رفتند

پرسش اول: مگر کراهت رنگ مشکی در دین اسلام یک حقیقت نیست؟
پاسخ: با فرض پذیرش کراهت اجمالی پوشش مشکی در دین اسلام، تردیدی نیست که حکم مذکور برای هر نوع لباس و برای همه ی افراد، اعم از زن و مرد، و برای همه ی زمانها نیست؛ یعنی موارد متعددی از حکم کراهت سیاهپوشی استثنا شده است که مهم ترین آنها عبارت اند از:
الف) عدم کراهت بعضی از پوششهای مشکی خاص. قبلاً نقل شد که پیامبر اکرم(ص) از پوشش مشکی کراهت داشت، مگر در سه مورد: خفّ (نوعی کفش چرمی نازک)، عمامه و کسا. (لباس بلندی که تمام بدن را می پوشاند و شامل عبا و چادر مشکی بانوان نیز میگردد)؛ بنابراین، چند پوشش مشکی استثنا شده، کراهتی ندارند.
ب) عدم کراهت لباس مشکی برای بانوان. تردیدی نیست که در اسلام پوشش زن و مرد از جهات مختلف، مثل نوع، مقدار و حتی رنگ، متفاوت است. همانگونه که قبلاً از مرحوم صاحب جواهر نقل شد، طبق تصریح کتاب های متعددی از علمای امامیه، کراهت پوشش مشکی، مختص مردان است، نه بانوان.
ج) عدم کراهت پوشش مشکی در مراسم عزاداری. استفاده از رنگ مشکی در مراسم عزاداری برای زنان و مردان کراهتی ندارد؛ از این رو، سیره ی عملی مردم متدین و حتی غیر متدین، پوشیدن لباس مشکی در این مراسم است. در «سفینة البحار» روایاتی ذکر شده است که بر جواز و مطلوبیت پوشیدن لباس مشکی در مراسم عزاداری دلالت دارد. با توضیحات فوق آشکار گردید که القای این فکر که کراهت رنگ مشکی در اسلام، یک حکم کلی و صددرصد است، غیر عالمانه و مغالطهآمیز است.
پرسش دوم: کدام دلیل سبب میشود که در یک جامعه ی اسلامی ما مبلّغ رنگ سیاه شویم؟
پاسخ: باید از ایشان سؤال کرد مراد شما از تبلیغ چیست؟
الف) اگر مراد شما تبلیغ نظری و علمی به صورت نوشتن کتاب و مقاله است، در پاسخ میگوییم:
اولاً، چنین تبلیغی غالباً در دفاع و پاسخگویی از شبهات و سمپاشی بر ضد انواع حجاب اسلامی مثل چادر مشکی است. ثانیاً، بر فرض که تبلیغ نظری و علمی، حتی به صورت غیر دفاعی و ابتدایی دربارهی چادر مشکی بانوان زیاد باشد؛ اگر اینگونه تبلیغ مستند به ادله و شواهد قوی و با روش صحیح انجام گیرد، نباید از آن برآشفته شوید، بلکه اگر آن را قبول ندارید، به طور منطقی و استدلالی میتوانید آن را نقد نمایید. ثالثاً، ای کاش شما نیز به این پرسش پاسخ میدادید که با استناد به چه دلیلی در جامعه ی اسلامی به تبلیغ لباسهای نازک، کوتاه و رنگارنگ برای بانوان و دختران اقدام میکنید؟ متاسفانه در اغلب مقالاتی که به تبلیغ لباسهای مذکور پرداخته میشود، به جای برخورد اثباتی، یعنی ترویج و تبلیغ لباس مورد نظر خود با دلیل و منطق، غالبا از طریق سلبی، یعنی تخریب حجاب برتر، مثل چادر مشکی اقدام میشود.
ب) اگر مراد شما از تبلیغ، تبلیغ عملی چادر مشکی در سطح جامعه است، باید گفت که به دلیل برخورداری حجاب مذکور از حمایت ادله ی عقلی و نقلی، اینگونه تبلیغ هیچ منع عقلی و شرعی ندارد. با دقت در پاسخ فوق، نادرستی این سخن که چرا کسی برای این سؤال که چرا تیره پوشی تبلیغ و ترویج میشود پاسخی نداردُ نیز آشکار میگردد.
شبهه: برخی با این عبارت که «در سالهای نخست انقلاب اسلامی، بیش تر خانمها از چادرهای رنگ روشن و گلدار استفاده میکردند که پوشش خوب و کاملی نیز بود»،خواستهاند این شبهه را القا کنند که چادرهای زنان در سالهای نخست انقلاب واجد چهارچوب شرعی بوده است. آیا ادعای مذکور درست است؟
پاسخ: اولاً، بر فرض بپذیریم که خانمها در اول انقلاب از چادرهای گلدار و رنگ روشن استفاده میکردند، مگر هرکاری که در سالهای نخست و پرالتهاب انقلاب ـ که به طور طبیعی به دلیل مسائل روزمره و پیچیده ی انقلاب، فرصت تبیین و تعمیق مبانی دینیِ وجود نداشته است ـ توسط بانوان انجام شده است، شرعاً خوب و قابل دفاع است که اکنون پس از بیست سال، عمل کردِ آن زمان، ملاک و معیار و حجت شرعی باشد؟ روشن است که عمل مقطعی عدهای از زنان در سالهای نخست پر التهاب انقلاب، شرایط سیره ی متشرعه را ندارد تا قابل پذیرش باشد؛ و از این رو، نمیتوان به آن استناد نمود؛ زیرا استفاده ی زنان از چادر رنگارنگ و گلدار در مواجهه با نامحرم، در صورتی که باعث جلب توجه نامحرم و تحریک مردان گردد، مخالف حجاب مورد قبول قرآن و سیره ی عملی فاطمه ی زهرا(س) و زنان انصار است، که در بیرون منزل از جلباب و چادر مشکی استفاده میکردند.
ثانیاً، داوری در باب پوشش خوب و کامل و شرعی، مسئلهای دقیق و پیچیده و تخصصی است که کارشناسان و متخصصان مسائل اسلامی، یعنی فقها و مراجع تقلید باید در مورد آن اظهار نظر نمایند؛ همانند مسائل پزشکی که اموری تخصصیاند و افراد غیر متخصص در پزشکی، عقلاً و شرعاً مجاز به اظهار نظر دربارهی آنها نیستند.
شبهه: آنگونه که بعضی ادعا کردهاند آیا از روایات میتوان کراهت حجاب تیره، مثل چادر مشکی را اثبات نمود؟[28]
پاسخ: اولاً، چگونه ممکن است که بر اساس ادلهی طرح شده در مباحث قبلی، رنگ جلباب و چادر قرآنی، همانند رنگ چادرهای رایج فعلی مشکی باشد، ولی بتوان در روایات معصومین(ع) حدیث معتبری مخالف قرآن، درباره ی کراهت استفاده از چادر مشکی پیدا نمود؟ آیا ممکن است اهل بیت(ع) به عنوان بهترین مفسران و شارحان قرآن مجید، در احادیث خود مطلبی خلاف قرآن فرموده باشند؟ پر واضح است که پاسخ این سؤال منفی است؛ زیرا یکی از ملاکهای صحت و سقم احادیث، موافقت و مخالفت محتوای آنها با قرآن است. براساس ملاک یاد شده، فرضاً اگر روایتی دربارهی کراهت پوشش مشکی بانوان وارد شده باشد فاقد ارزش و اعتبار است.
ثانیاً، روایاتی که از ظاهر آنها کراهت سیاهپوشی استفاده میشود، از نظر سند ضعیف اند. فقیه ژرفاندیش، مرحوم صاحب جواهر[29] و مرحوم خویی[30] نیز به ضعف سندی روایات مورد نظر تصریح کردهاند؛ بنابراین، به دلیل ضعف سند، اینگونه روایات قابل استناد نیستند و نوبت به بررسی دلالت آنها نمیرسد.
ثالثاً، ممکن است ادعا شود به دلیل متعدد بودن روایاتی که ظاهر آنها دلالت بر کراهت پوشش سیاه دارد؛ و نیز به دلیل این که ضعف سند روایات در مستحبات و مکروهات، مانند مورد بحث، خیلی مهم نیست، پس میتوان در دلالت آنها بحث کرد.
با فرض صحت ادعای فوق، بر اساس فحص و جست وجوی مفصلی که در احادیث انجام گرفت، حتی یک حدیث دربارهی کراهت پوشش چادر مشکی بانوان نیافتیم؛[31] بنابراین، همان گونه که مرحوم صاحب جواهر فرمودهاند، روایات مربوط به کراهت سیاهپوشی، شامل زنان نمیشود. ایشان در کتاب فقهی عمیق و معروف خود نقل کرده اند:
طبق تصریح کتاب های متعددی از علمای امامیه، کراهت پوشش سیاه مختص مردان است؛ زیرا شارع مقدس پوشش غلیظ تر و بیش تری برای زنان هنگام مواجهه با نامحرم قرار داده است[32] و رنگ مشکی، در مقایسه با رنگهای دیگر، به نحو بهتری پوشش غلیظتر و بیش تر را تأمین میکند.[33]
بنابراین، طبق نقل مرحوم صاحب جواهر، کراهت پوشش مشکی، مختص مردان است.
به دلیل اختصاص کراهت پوشش مشکی به مردان، آن هم در غیر از کفش، عمامه و عبا، حتی یک نفر از فقیهان برجسته ی شیعه به کراهت چادر مشکی زنان فتوا نداده است، بلکه برعکس، بعضی از مراجع تقلید، مثل رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیت الله خامنهای به عدم کراهت چادر مشکی تصریح کردهاند و بعضی نیز، مانند آیت الله فاضل لنکرانی و آیت الله تبریزی بالاتر از عدم کراهت، به برتری حجاب با چادر مشکی فتوا داده و فرموده اند:
چادر مشکی بهترین نوع حجاب است.[34]
آیا میتوان از ظاهر بعضی روایات، مثل روایت «پیامبر(ص) از پوشش لباس مشکی، غیر از سه مورد خفّ (نوعی کفش چرمی نازک) عمامه و کسا کراهت داشت»،[35] استفاده نمود که پوشش لباس مشکی به طور مطلق و مشترک برای مرد و زن کراهت دارد؟
اولاً، با فرض چشمپوشی از ضعف سند روایت فوق، تردیدی نیست که اساساً زن و مرد در برخی از موارد، از جمله پوشش و لباس، دارای احکام متفاوتی هستند؛ بنابراین، در خصوص احکام پوشش، نمیتوان به قاعده ی اشتراک زن و مرد در احکام تمسک جست؛ مثلاً جامه ی زربافت و حریر برای زن جایز است، ولی برای مرد جایز نیست[36]. مقدار پوشش زنان، طبق نظر مشهور فقها، همه ی بدن به استثنای گردی صورت و دو دست از مچ تا نوک انگشتان است،[37] ولی مقدار پوشش مردان کم تر است؛ حتی از نظر رنگ پوشش نیز، استفاده از لباس احرام سفید برای مردان مستحب است، ولی زنان مجازند، به استثنای بعضی لباسهای خاص مثل حریر محض، با هر لباسی، حتی دارای رنگ غیر سفید محرم شوند[38].
بنابراین، با توجه به احکام ویژه ی بانوان و آقایان در مورد لباس، نمیتوان ادعا نمود که حکم کراهت در روایت فوق مطلق است و به طور مشترک شامل زن و مرد میشود.
ثانیاً، بر فرض بپذیریم که روایت مذکور، مختص بیان حکم رنگ پوشش مردان نیست و شامل زنان نیز میگردد، به دلیل روایاتی که ظاهر آنها کراهت خواندن نماز در لباس مشکی، به استثنای سه مورد است،[39] بعضی از فقها حکم کراهت لباس مشکی را نیز مختص به حالت نماز دانسته اند.[40]
ثالثاً، بر فرض که روایت مذکور عام باشد و به طور مشترک، شامل زنان و مردان و نیز حالت نماز و غیر نماز گردد، باز روایت یاد شده دلالت ندارد بر این که پوشیدن لباس مشکی، مانند چادر مشکی برای زنان کراهت دارد؛ زیرا در روایات متعدد که از نظر مضمون و محتوا با روایت مورد بحث موافق اند، سه نوع پوشش، به نام های خفّ، عمامه و کسا از کراهت استثنا شده اند؛ و با توجّه به اینکه کسا از نظر لغت، و به قرینه ی حدیث شریف کسا،لباس بلندی است که تمام بدن را فرا می گیرد؛ بنابراین، عبای سیاه برای مردان و چادر مشکی برای زنان کراهت ندارد؛ و به نظر میرسد براساس همین استثنای کسا در روایت مورد بحث، هیچ یک از فقهای برجسته ی شیعه به کراهت پوشیدن چادر مشکی فتوا نداده است؛ بلکه برخی، چادر مشکی را بهترین نوع حجاب دانستهاند.
مگر کراهت رنگ مشکی در دین اسلام یک حقیقت نیست؟ پس کدام دلیل سبب میشود در یک جامعه ی اسلامی ما مبلغ رنگ سیاه شویم[41]؟
ادامه دارد...
نظر مبارك آن با نوی با عظمت این بود كه صلاح زنان در آن است كه مردان بیگانه را نبینند و آنها را نیز نا محرمان نظر نكنند البته باید دانست كه منظور آن بانوی بزرگوار این است كه هیچ زنی در نگاهش نظر سو به مردان نداشته باشد و سعی كند هیچ مردی ا و را نگاه ناروا نكند طوری نپوشد كه با اندامش دیگران را دعوت به نگاه كردن خودش نماید . و بداند كه بد حجابی بی مزگی و حجاب عین ارزش و نشانه معرفت و كمال است بانویی كه به حجاب خود اعتنایی ندارد باید بداند كه به ارزش خود اعتنایی ندارد و برای جمال و زیبایی خود بهایی قائل نیست وقتی به بد حجابی یا بی حجابی عادت كرد كم كم از نظر مردم كم ارزش شده حرمت و وقار خود را از دست می دهد به طوری كه دیدن او برای بینندگان مساوی است با دیدن هر چیز كم بها كه در همه جا و همه وقت در دسترس همگان قرار دارد بر خلاف بانویی كه برای حجاب خود ارزش قائل است و در پوشش چادر قرار می گیرد و در واقع از یك طرف به قیمت بهای خویش می افزاید و تا در پرده حجاب است همچنان عزیز و گرانمایه است و از سوی دیگر با اسلحه حجاب و به دفاع از سنگر
عفاف و پاكدامنی خود پرداخته و پاسخ منفی به چشم های نامحرمان داده و میخواهد بگوید كه چادر من دژ پولادینی است دكه جز با دست همسرم كه به فرمان خدا و رسول او بر من حلال گردیده فتح نخواهد شد و چه زیبا است این
منطق و چه پولادین است این سنگر.
سر مشق تمام بانوانی زهرا كفو علی و سر نهانی زهرا
.
هر نكته ای كه در وصف كمالت گویند سوگند به حق گه به ز آنی زهرا