فاطمه سلام الله عليها از ديدگاه قرآن

 

آيه اول) آیه تطهیر:
((انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا؛ خدا چنين مى خواهد كه رحبس (هر آلايش) را از شما خاندان نبوت ببرد و شما را پاك و منزه گرداند))

برخى را عقيده بر اين است كه چون اين آيه شريفه بين دو آيه واقع شده كه آن آيات درباره زوجات پيغمبر(ص) نازل گرديده است، بنابراين به همان نسق، اين آيه هم بايد درشان زوجات آن حضرت باشد، و ما لازم مى دانيم كه از پنج طريق به اين آيه نظر كنيم:

1 - اول بررسى اينكه بعد از نزول اين آيه، از رسول اكرم صلى الله عليه و آله درباره آن نصى (كلام صريحى) هست كه آيه تطهير در شأن چه كسى نازل شده است؟
2 - دوم اينكه در اين موضوع، از خود زنهاى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله كلام معتبر و صريحى وجود دارد كه دلالت كند اين آيه درباره كيست؟، آيا يكى از آنان ادعا كرده است كه آيه تطير درشأن ما زنان پيامبر نازل شده است؟ و يا اينكه عكس اين مطلب را اظهار نموده است؟
3 - سوم اينكه آيا على سلام الله عليه و يا اولاد اميرالمؤ منين (ع) با اين آيه احتجاج و مشاهده كرده اند؟ آيا ادعا كرده اند كه اين آيه درشأن ما اهل بيت است و در غير ما نيست؟ و آيا در مقام احتجاج از صحابه چه شنيده اند؟
4 - چهارم اينكه آيا از خود صحابه كلام معتبر و صريحى در اين باره موجود است كه آيه تطهير درباره چه كسى نازل شده است؟
5 - پنجم اينكه رجال تفسير و حديث در اين مورد چه مى گويند؟ ايا با نظر آن كسانيكه مى گويند آيه تطهير (مانند دو آيه قبل و بعد آن) مربوط به زوجات پيغمبر است همراى و موافق هستند؟ يا اينكه مى گويند نه خير، چون درباره شان نزول اين آيه، نص (كلام معتبر و صريحى) وجود دارد، لذا بايد تابع آن نص شد.
بنابراين آنچه درباره تطهيرشان مى شود از اين پنج طريق كه گفته شد، بيرون نيست.

آيه تطهير در گفتار پيامبر(ص)
اما آنچه نفس قضيه است: درشان نزول اين آيه روايات متواترى در دست است كه حاكى است آيه تطهير در خانه ام سلمه نازل شده است و در آن هنگام رسول اكرم (ص)، حضرت صديقه، اميرالمؤ منين، و حسنين صلوات الله عليهم حضور داشته اند، جناب ام سلمه خودش از رسول اكرم صلى الله عليه و آله تقاضا مى كند كه من نيز به جمع شما داخل بشوم و تحت كسا نزد شما خاندان رسالت قرار گيرم؟ حضرت او را نهى كرد و فرمود: نه، تو داخل نشو (وانت فى خير) چون اين آيه مخصوص است به ما پنج تن.

نام جماعتى از صحابه كه شان نزول اين آيه را به همين ترتيب نقل كرده اند و روايات آنها متواتر است به اين شرح مى باشد:
سعدبن ابى وقاص - انس بن مالك - ابن عباس - ابوسعيد خدرى - عمر بن ابوسلمه - واصلة بن اسقع - عبدالله بن جعفر - ابوحمرا هلال - عايشه - ام سلمه - ابوهريره - معقل بن يسار - ابوطفيل - جعفربن حبان - حبيره - ابوبرزه اسلمى - مقداد بن اسود.
رواياتى كه صحابه مذكور نقل كرده اند، در اين موضوع هم راى و هم سخن هستند كه آيه شريه تطهير در خانه ((ام سمله)) نازل شده، و فقط درشان پنج تن بوده است و هيچ يك از زنان پيغمبر(ص) داخل اين قضيه نيست، و اين مطلب از مسلمات است. غير از حضرات صحابه، تقريبا 300 نفر ديگر نيز اين روايت را به همان ترتيب و با ذكر اينكه محل نزول آيه خانه ((ام سمله)) بوده است، نقل كرده اند. و ما مشخصات اين 300 نفر را كه در قرون مختلفه مى زيسته اند بطور تقصيل در كتاب ((الغدير)) شرح داده ايم.

تمام اين 300 نفر نصوصى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل كرده اند، كه بعد از نزول آيه تطهير از حضرت پرسيده شد كه اين آيه شريفه در شان كيست؟ حضرت فرمود: منم، على، فاطمه، حسنين (عليهم السلام).

پس با توجه به مطالب فوق ، جاى هيچگونه ترديدى نيست كه حضرت صديقه زهراء سلام الله عليها نيز مشمول آيه تطهير است و در كلمه ((اهل البيت)) او نيز مراد مى باشد. گذشته از اينها، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله، براى اثبات و روشن شدن حقيقت امر كار بسيار جالبى كرده است كه 9 نفر از صحابه آنرا نقل كرده اند، به اين شرح كه بعد از نزول اين آيه، حضرت رسول (ص)، هر روز (تا زمان وفاتش تقريبا)، هنگام خروج از منزل كه براى اقامه نماز صبح به مسجد تشريف مى برد، قبل از نماز به در خانه حضرت صديقه سلام الله عليها مى آمد و مى فرمود: ((السلام عليكم يا اهل البيت ، انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا؛ سلام بر شما اى اهل البيت، بدرستيكه خدا اراده فرموده است كه هر ناپاكى را از شما خاندان نبوت دور گرداند و شما را پاك و منزه نمايد)).

راوى ديگرى مى گويد: من شش ماه در مدينه بودم و اين جريان را هر روز مشاهده كردم، راوى ديگر نقل مى كند: من نه ماه در مدينه توقف كردم و هر روز ناظر اين صحنه بودم. راوى ديگر اظهار مى دارد: من 12 ماه در مدينه ساكن بودم و هر روز شاهد اين روش پيامبر(ص) بودم و اين جريان تا آخرين روز زندگانى رسول اكرم صلى الله عليه و آله ادامه داشته است.

پس با توجه به مطالب مذكور كاملا روشن است كه آيه تطهير مخصوص بوده است به خانه صديقه سلام الله عليها، و آن اشخاصى كه در آنجا ساكن بوده اند.

حضرت رسول اكرم (ص) كه به اين روش، به اين استمرار، به اين استقرار و در اين مدت متوالى، هر روز بر در خانه زهرا سلام الله عليها مى آمد، منظورش اين بوده است كه اگر كسى سخنان آموزنده و تعيين كننده او را ديروز نشنيده است امروز بشنود، و اگر امروز نشد فردا، و اگر فردا نشد، روزهاى ديگر...

همه صحابه، چه آنانكه در مدينه حضور داشتند، و چه مسافرينى كه وارد شهر مى شدند، از اين روش رسول اكرم صلى الله عليه و آله، آگاه شدند كه آيه تطهير فقط و فقط درشان خاندان پيغمبر(ص) (پنج تن) نازل شده است.

آيه تطهير و گفتار زنان پيامبر اكرم (ص)
اينك بررسى اينكه آيا از همسران پيغمبر(ص) در مورد آيه تطهير ادعائى كرده است يا نه؟ در اين مورد شيعيان رواياتى از زنان پيغمبر(ص)، از جمله ((ام سلمه)) نقل كرده اند كه آن احاديث را حضرت عامه نيز صحيح و معتبر شمرده اند.

يكى از آن روايات كه مورد قبول فريقين (شيعه و سنى) مى باشد، اين است كه جناب ((ام سلمه)) مى فرمايد: من از پيغمبر(ص) پرسيدم كه اين آيه تطهير درشأن كيست؟ حضرت فرمود: درباره من، على، فاطمه و حسنين (ع) است و تو هم مشمول اين آيه نيستى. ما همسران نبى، مورد خطاب اين قضيه نيستيم، و كاملا واضح است كه اگر آيه شريفه تطهير درباره زنان پيغمير(ص) بود، جناب ((عايشه))آنرا بر پيشانى جمل مى نوشد و غوغائى بر پا مى كرد، در صورتيكه هيچيك از همسران رسول اكرم (ص) هرگز چنين ادعائى نكرده اند كه اين آيه درشان آنان بوده است.

آيه تطهير و گفتار ائمه اطهار(ع) و حضرت زهراء(ع)
اميرالمؤمنين (ع)، حضرت صديقه سلام الله عليها، حسن بن على (ع)، حسين بن على (ع)، حضرت سجاد، حضرت باقر، و حضرت صادق عليهم السلام همگى در هنگام منقبت شمارى به اين آيه استناد و احتجاج كرده و برهان سخن خويش قرار داده اند.

اميرالمؤ منين (ع) براى اثبات گفتار خود به اين آيه احتجاج و استناد نموده است كه آيا آيه تطهير در مورد ما نيست؟ و تمامى صحابه و تابعين، ضمن قبول اظهارات آن حضرت عرض كرده اند: بلى، اين آيه در شأن شماست، و اين مطلب از مسلمات است.

آيه تطهير و گفتار صحابه
همانطوريكه در قسمت اول اين بخش اشاره شد، تمام صحابه و تابعين در اين مطلب هم راى و هم سخن هستند كه آيه تطهير در شأن پنج تن است و از آنان كسى كه مخالف اين عقيده است، فقط و فقط ((عكرمه)) است كه داستان ((سياق)) از او نقل شده است .

آيه تطهير و رجال تفسير و حديث
علماء و رجال تفسير و حديث پس از بررسى روايات مذكور، همگى، متفق القول و هم عقيده اند كه سند ((عكرمه)) اعتبار ندارد، و اين استدلال ((سياق))، برهان صحيحى نيست .

به ملاحظه اين كه ضمائر آيه شريفه تطهير همه مذكر است و ضمائر دو آيه قبل و بعد آن مؤ نث مى باشد. بنابراين سياق آيه تطهير كه در وسط آن دو آيه است عوض شده، و تغيير كرده است در نتيجه نمى شود كه مربوط به همسران پيغمبر(ص) بوده باشد، و اگر جز آيه تطهير منقبت ديگرى در شأن زهراى اطهر (ع) نبود، همين يك آيه برهانى است كافى و نشانگر اينكه حضرت صديقه سلام الله عليها معصومه است، و عصمت از جمله شئون و مناصب ولايت است، و ما، غير ولى كه معصوم باشد سراغ نداريم. از ابتداى خلقت، آدم تا آخر، هر كسى كه معصوم است ولى است، يا پيغمبر است، يا امام، و يا صديق است كه حضرت صديقه سلام الله عليها نيز يكى از آنان است.

موفق باشید ...


برگرفته از کتاب: فاطمه زهرا سلام الله علیها، علامه امینی

سوال

پرسش اول: مگر کراهت رنگ مشکی در دین اسلام یک حقیقت نیست؟

پاسخ: با فرض پذیرش کراهت اجمالی پوشش مشکی در دین اسلام، تردیدی نیست که حکم مذکور برای هر نوع لباس و برای همه ی افراد، اعم از زن و مرد، و برای همه ی زمان‎ها نیست؛ یعنی موارد متعددی از حکم کراهت سیا‎ه‎پوشی استثنا شده است که مهم ترین آنها عبارت اند از:

الف) عدم کراهت بعضی از پوشش‎های مشکی خاص. قبلاً نقل شد که پیامبر اکرم(ص) از پوشش مشکی کراهت داشت، مگر در سه مورد: خفّ (نوعی کفش چرمی نازک)، عمامه و کسا. (لباس بلندی که تمام بدن را می پوشاند و شامل عبا و چادر مشکی بانوان نیز می‎گردد)؛ بنابراین، چند پوشش مشکی استثنا شده، کراهتی ندارند.

ب) عدم کراهت لباس مشکی برای بانوان. تردیدی نیست که در اسلام پوشش زن و مرد از جهات مختلف، مثل نوع، مقدار و حتی رنگ، متفاوت است. همان‎گونه که قبلاً از مرحوم صاحب جواهر نقل شد، طبق تصریح کتاب های متعددی از علمای امامیه، کراهت پوشش مشکی، مختص مردان است، نه بانوان.

ج) عدم کراهت پوشش مشکی در مراسم عزاداری. استفاده از رنگ مشکی در مراسم عزاداری برای زنان و مردان کراهتی ندارد؛ از این رو، سیره ی  عملی مردم متدین و حتی غیر متدین، پوشیدن لباس مشکی در این مراسم است. در «سفینة البحار» روایاتی ذکر شده است که بر جواز و مطلوبیت پوشیدن لباس مشکی در مراسم عزاداری دلالت دارد. با توضیحات فوق آشکار گردید که القای این فکر که کراهت رنگ مشکی در اسلام، یک حکم کلی و صددرصد است، غیر عالمانه و مغالطه‎آمیز است.

پرسش دوم: کدام دلیل سبب می‎شود که در یک جامعه ی اسلامی ما مبلّغ رنگ سیاه شویم؟

پاسخ: باید از ایشان سؤال کرد مراد شما از تبلیغ چیست؟

الف) اگر مراد شما تبلیغ نظری و علمی به صورت نوشتن کتاب و مقاله است، در پاسخ می‎گوییم:

اولاً، چنین تبلیغی غالباً در دفاع و پاسخ‎گویی از شبهات و سم‏پاشی بر ضد انواع حجاب اسلامی مثل چادر مشکی است. ثانیاً، بر فرض که تبلیغ نظری و علمی، حتی به صورت غیر دفاعی و ابتدایی درباره‎ی چادر مشکی بانوان زیاد باشد؛ اگر این‎گونه تبلیغ مستند به ادله و شواهد قوی و با روش صحیح انجام گیرد، نباید از آن برآشفته شوید، بلکه اگر آن را قبول ندارید، به طور منطقی و استدلالی می‎توانید آن را نقد نمایید. ثالثاً، ای کاش شما نیز به این پرسش پاسخ می‎دادید که با استناد به چه دلیلی در جامعه ی اسلامی به تبلیغ لباس‎های نازک، کوتاه و رنگارنگ برای بانوان و دختران اقدام می‎کنید؟ متاسفانه در اغلب مقالاتی که به تبلیغ لباس‎های مذکور پرداخته می‎شود، به جای برخورد اثباتی، یعنی ترویج و تبلیغ لباس مورد نظر خود با دلیل و منطق، غالبا از طریق سلبی، یعنی تخریب حجاب برتر، مثل چادر مشکی اقدام می‎شود.

ب) اگر مراد شما از تبلیغ، تبلیغ عملی چادر مشکی در سطح جامعه است، باید گفت که به دلیل برخورداری حجاب مذکور از حمایت ادله ی عقلی و نقلی، این‎گونه تبلیغ هیچ منع عقلی و شرعی ندارد. با دقت در پاسخ فوق، نادرستی این سخن که چرا کسی برای این سؤال که چرا تیره پوشی تبلیغ و ترویج می‎شود پاسخی نداردُ نیز آشکار می‎گردد.

شبهه: برخی با این عبارت که «در سال‎های نخست انقلاب اسلامی، بیش تر خانم‎ها از چادرهای رنگ روشن و گلدار استفاده می‎کردند که پوشش خوب و کاملی نیز بود»،خواسته‎اند این شبهه را القا کنند که چادرهای زنان در سال‎های نخست انقلاب واجد چهارچوب شرعی بوده است. آیا ادعای مذکور درست است؟

پاسخ: اولاً، بر فرض بپذیریم که خانم‎ها در اول انقلاب از چادرهای گلدار و رنگ روشن استفاده می‎کردند، مگر هرکاری که در سال‎های نخست و پرالتهاب انقلاب ـ که به طور طبیعی به دلیل مسائل روزمره و پیچیده ی انقلاب، فرصت تبیین و تعمیق مبانی دینیِ وجود نداشته است ـ توسط بانوان انجام شده است، شرعاً خوب و قابل دفاع است که اکنون پس از بیست سال، عمل کردِ آن زمان، ملاک و معیار و حجت شرعی باشد؟ روشن است که عمل مقطعی عده‎ای از زنان در سال‎های نخست پر التهاب انقلاب، شرایط سیره ی متشرعه را ندارد تا قابل پذیرش باشد؛ و از این رو، نمی‎توان به آن استناد نمود؛ زیرا استفاده ی زنان از چادر رنگارنگ و گلدار در مواجهه با نامحرم، در صورتی که باعث جلب توجه نامحرم و تحریک مردان گردد، مخالف حجاب مورد قبول قرآن و سیره ی عملی فاطمه ی زهرا(س) و زنان انصار است، که در بیرون منزل از جلباب و چادر مشکی استفاده می‎کردند.

ثانیاً، داوری در باب پوشش خوب و کامل و شرعی، مسئله‎ای دقیق و پیچیده و تخصصی است که کارشناسان و متخصصان مسائل اسلامی، یعنی فقها و مراجع تقلید باید در مورد آن اظهار نظر نمایند؛ همانند مسائل پزشکی که اموری تخصصی‎اند و افراد غیر متخصص در پزشکی، عقلاً و شرعاً مجاز به اظهار نظر درباره‎ی آنها نیستند.

حديث شماره 1 درمورد حجاب

رسول خدا(ص) از حضرت جبرئیل(ع) سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟

جبرئیل فرمود: بله. (یکی از آنجاهایی که فرشتگان می‌خندند) زمانی است که زن بی‌حجابی و بدحجابی می‌میرد، و بستگان او را در قبر می‌گذارند و روی آن زن را با خشت و خاک می‌پوشانند تا بدنش دیده نشود. فرشتگان می‌خندند و می‌گویند: تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک می‌کرد و به گناه می‌انداخت(پدر و برادر و شوهرش و...از خود غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می‌پوشانند.

اجرای طرح «خوش‌حجابی» در كشور

  • يكی از فعاليت‌های مهمی كه توسط اين مؤسسه در حال پيگيری و اجراست، برگزاری طرح «خوش حجابی» در سراسر كشور با هدف تثبيت حجاب دختران محجبه است. در اين طرح، دختران 7 تا 14 سال از سوی فعالان طرح حجاب و عفاف به صورت ناشناس شناسايی می‌شوند و تحت پوشش اين طرح قرار می‌گيرند و برای اين افراد پرونده شناسايی تشكيل می‌شود و تحت پوشش برنامه‎‎های آموزشی، فرهنگی و رسانه‌ای قرار می‌گيرند..............................
ادامه نوشته